تا با کفش های تو راه نرفته ام، در باره ی راه رفتنت قضاوت نخواهم کرد
.......................................
آن کس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد ،رهگذری بود روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت و صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید دوستت دارم
.......................................................
رفیق
پای درد دلم اگر بنشینی
کاسه صبرت لبریز
کاغذ حوصله ات مچاله
و گوش های دلت زنگ می زند
...اگر که آمده ای
تنها جایی برای دمی نشستن
پیدا کرده باشی
و گرد خستگی ات را بتکانی بر دلم
و بروی
هرگز سمتم نیا
+++++++
With all due respect, Please don't POKE,MESSAGE or ADD me if you don't know me