Tehran, Iran, Islamic Republic of
╔══╗♫ ♪
║██║ ♫
║( o)║♥ ♪ I LoVe mUsIc
╚══╝♥♥
مرا با خاک می سنجی ، نمی دانی که من بادم
نمی دانی که در گوش کر افلاک فریادم
نه خود با آب کوثر همسرشتم نز بهشتم من
که من از دوزخم با آتش نمرود همزادم
نه رودی سر به فرمانم که سیلابی خروشانم
که از قید مصب و بستر و سرمنزل آزادم
گهی تنگ است دنیایم گهی در مشت گنجایم
فرومانده است عقل مدعی در کار ابعادم
به جای فرق خود بر ریشه ی خسرو زنم تیشه
اگرچه عاشق شیرینم و از نسل فرهادم
گهی با کوه بستیزم گه از کاهی فرو ریزم
به حیرت مانده حتی آنکه افکنده است بنیادم
همان مردن، ولی از عشق مردن بود و دیگر هیچ
اگر آموخت حرف دیگری جز عشق استادم
به زخمی مرهمم کس را و زخمی می زنم کس را
شگفت آورترینم من چنینم : جمع اضدادم